دختر خیام! یک جرعه شرابم می دهی؟ دزدکی بابا نفهمد شعــر نابم می دهی؟ مانده ام پشت در چوبی ، "بفرما"یی بگو تشنه هستم از سفال کوزه آبم می دهی؟ تا نلرزم بیش از اینهـا در شب موهای تو از دو چشم روشن خود آفتابم می دهی؟ نم نم باران انگــور است و عطر کاهگل دست در دست نسیمت پیچ و تابم می دهی؟ زخمه برمیداری از دل چین به چین با دامنت؟ رقص پرشور دف و چنگ و ربابم می دهی؟ بیتی از لبهــای من بر بیتی از لبهــای تو یک رباعی سهم این حال خرابم می دهی؟ میهمانم می کنــی با نان داغ گردنت؟ زیر پیراهن دو تیهوی کبابم می دهی؟ این همه اختــرشناسی برده ای ارث از پدر ماه من! از آسمانت یک شهابم می دهی؟ راز تقویــم جلالـــی در قد موزون توست در گذر از غم شماری ها شتابم می دهی؟ می گذاری بالش بازوی خود زیـــر سرم؟ خسته ام بر روی سینه جای خوابم می دهی؟ گزمه های مست سلجوقی نیافتد چشمشان چهـــره می پوشانی و کمتــر عذابم می دهی؟ مادرم را می فرستم سمت نیشابورتان در دل تاریخ، یک "بله " جوابم میدهی؟.....
شاعر پر توان آقای شهراد میدری
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 13:19 توسط گیسو
|